
نظرتون چیه که این جملاتی که در منطقه هورامان کردستان در روز عید قربان همشهریانمان به هم دیگر می گویند ما نیز به دوستان خود در انجمن هورامان جوان در تهران بگوییم.
پس :
جه ژ نه تان موواره که بو ---------- هه زا ره جه ژ نانه نه بیدی ---------- گه رده نمان ئازاد که ردی

شرح از شما !!
یک شرح خیلی قشنگ و پر محتوا که ستار سلیمی عضو انجمن هورامان جوان
ارسال نموده اند:
نوشته اید شرح از شما، نمیدانم در گذرگاه کوچه های پر از پله خیالم چه کلماتی را برای توصیف این عکس پیدا کنم، فقط میدانم او که از دور دست به هه ورامان نگاه میکند و نگران است نگران فرهنگ خود، نگران زبان خود، نگران میراث خود، نگران از اینکه این گنجینه را که سالهای سال ابا و اجدادش حفظ کرده اند ،ایا میتوانند اسوده به دست ما بسپرند، او رو به شاهو ایستاده شاید زبان شاهو را میفهمند، شاید او میداند که شاهو هم نگران است نگران از اینکه قامت استوارش به دست جوانان هورامی خمیده شود. آن کله بال پوش میداند که شاهو همیشه همانند یک دژ از هه ورامان پاسداری کرده شاید شاهو را سپاس می گوید که پاسدار آن میزه ره و فه رنجیه ش بوده. شاید شاهو را سپاس میگوید که در طول تاریخ همیشه حراست از فرهنگ و زبان ما را به عهده داشته و شاید ,,,,,,,,
و بازهم یک شرح دیگر که مریم محمدی عضو انجمن هورامان جوان 
تو قسمت نظرات نوشته بودند.
شاید هم نگران است که شاهو به جوانان کوتاه فکر امروزی پشت کند و آنها را از خود براند .راندن شاهو می تواند همان بهانه درس دانشجویان باشد که پس از اتمام آن به هورامان زیبا باز نمی گردند و به مرور زمان باعث شده اند تا آنجا تبدیل به دهستان متروکه ای شود که تنها برای پیر ها و جوانهای بی انرژی جا دارد.بهتر است به بهانه ی مانند درس و کار آنجا را تنها نگذاریم تا نگرانی افراد مسن هورامی را برای از بین رفتن این فرهنگ فراهم نکنیم. بیایید هورامی بمانیم و به هورامی بودنمان افتخار کنیم.
و اما شرح سوم که نویسنده آن ( با عنوان :جوان نودشه ای مهمان) که احتمال قریب به یقین عضو باشد چون وبلاگ ویژه اعضاء را مشاهده و اظهار نظر نموده اند، ارسال فرموده اند. به هر حال ممنونیم که همگی ما را ، از نظراتشان بهره مند کرده اند.
در مورد نوشته تون که: دیگران کاشتندو ما ....، باید به مثل معروف :
"زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ، هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود،صحنه پیوسته بجاست...خرم آن نغمه که مردم سپارند به یاد "
اشاره کرد و بنده بر این باورم که دیگران نغمه ی زیبایی رو "سروده اند" و هنر ما فقط شاید آن باشد که این نغمه رو خوش الحان برای خود زمزمه کنیم!!چراکه،چه بسا در این عصر مملو از اصطکاک دیگر مجالی برای سرودن نباشد.این یک حقیقت محض است.امکان Regression برای نسل کنونی وجود ندارد و این را بایستی قبول کرد. و (به نظر من) نبایستی بر این امر اصرار ورزید.
در ثانی ، بنده فکر میکنم این کم لطفی در حق جوانان ساکن در هورامان است که برچسب "جوان بی انرژی" را به آنها بزنیم .ایجاد یک چنین حائلی بین خود و آنان مشکلی را حل نخواهد کرد.اتفاقا این جوانان سرشار از انرژی اندو این ما هستیم که به انرژی آنان برای ساختن یک هورامان آباد و سالم نیازمندیم.با تشکر
M.S.F .(university student of mechanical eng.(master of science).v
و باز هم شرح از شما ؟؟؟
صيدي، یکی از شاعران بزرگ اورامان 
در سال 1199 هجري تا سال 1265 هجري ميزيسته است. و بيش از 1500 قطعه شعر دارد، بيشتر اشعارش به شيوه اورامي كهن اوستائي و فارسي بوده است. و اشعاري نيز به زبان عربي دارد. نامش ملا محمد سليمان فرزند حاج سيد محمد خانقاهي و در قريه خانقاه پاوه ......
صبح روز جمعه ۲۳ آذرماه 1386 - ساعت ۳۰/۶صبح - (( میدان دارآباد ))
--- زمان طول مسیر حرکت ۳۰/۳ پیش بینی می گردد. 
نکات و توصیه های قابل توجه کمیته کوهنوردی به اعضاء :
1-داشتن کفش ،لباس و پوشاک مناسب جهت کوهنوردی در فصل زمستان ضروری به نظر می رسد.
3- صبحانه توسط کمیته کوهنوردی انجمن تدارک داده خواهد شد.
4-همراه داشتن مواد خوراکی جهت ناهار(بنا به سلیقه هر کس می تواند غذای خود را به همراه بیاورد.)

راستش رو اگه بخواین خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم که به انجمن هورامان جوان نقدهایی شده و بچه ها و یا شاید بزرگترها اون رو توی وبلاگ انعکاس دادن، چون .... ( ادامه مطلب را کلیک کنید.)

یادداشتی از کوثر فخری
دبیر روابط عمومی و عضو شورای مرکزی انجمن هورامان جوان
سیزدهم آذر امسال روز به یاد ماندنی برای منطقه اورامانات بود. هزاران نفر از مردم متدین پاوه و اورمانات به بدرقه کسانی رفتند که عازم سفری عرفانی به خانه خدا بودند...از جمعیت حدود 54 هزار نفری اورامانات 54 نفر از مردمش امسال به زیارت خانه خدا رفتند.
متنی کوتاه به یاد کسانی نوشتیم که الان با اخلاص تمام در آن سرزمین مقدس به سر می برند، باشد که آنها هم ما را یاد کنند...
کفش هاش
بهش گفتم به کفش هاش نگاه کنه، آخه اونجا باید آدم سربه زیری باشی تا بتونی نتیجه خوبی بگیری!اون سراپا نظم و انضباط و خیلی با ابهت و صاف راه می ره، خواستم اونجا یادش بمونه که باید ظاهرش مغرور نباشه ، آخه مردم همیشه از روی ظاهر آدم ها قضاوت می کنند...
بهش گفتم کفش هاش رو نگاه کنه تا منو یادش بیاد و برام دعا کنه ...آخه اونجا سر آدم خیلی شلوغه و ازدحام دعا ها و نیاز ها و آرزوها، آدم رو فراموشکار می کنه...
بهش گفتم کفش هاش رو نگاه کنه که توی اون شلوغی، بدونه که گیرایی دعاهاش ممکنه به اندازه حجم موزائیکی باشه که کفشش اون رو اشغال کرده!!اینجوری ممکنه با التماس و اخلاص بیشتری واسم دعا کنه...
بهش گفتم برام دعا کنه تا شاید دوباره دعاهام رو یاد کسی بندازه که یاد همه ی ماست...
آخه اون کفش های سفیدی داره...
اهالی کتاب، 
سلام، برای انتخاب سومین کتاب جهت نقد و بررسی میخواهیم بیشتر از شما کمک بگیریم.
پیشنهاد شما چیست؟

نظر شما چیه ؟!؟!
مقاله ای به مناسبت دومین نشست ماهانه؛ که در نشست - آذرماه - بین اعضاء توزیع گردید.

از آن جا که محیط فرهنگی ای که در آن متولد می شویم و رشد می کنیم بر رفتار ها تاثیر می گذارد، ممکن است.....

برنامه کوهنوردی :
صبح روز جمعه 9 آذرماه 1386 - ساعت ۳۰/۶صبح - از میدان درکه به سمت پلنگ چال
جزئیات برنامه:
--- زمان طول مسیر حرکت ۳۰/۳ پیش بینی می گردد.
--- توقف 15 دقیقه ای جهت استراحت در میان راه در ایستگاه ( آب ذغال چال)
--- از ساعت ۱۵/۱۰ الی ساعت 12 در ایستگاه پلنگ چال
--- برگشت همان مسیر به سمت میدان درکه
نکات و توصیه های قابل توجه کمیته کوهنوردی به اعضاء :
1-داشتن کفش مناسب جهت کوهنوردی در فصل زمستان ضروری به نظر می رسد.
2-لباس و پوشاک مناسب جهت حفاظت از خود در هوای سرد و گاها بارانی ...
3- صبحانه توسط کمیته کوهنوردی انجمن تدارک داده خواهد شد.
4-همراه داشتن مواد خوراکی جهت ناهار(بنا به سلیقه هر کس می تواند غذای خود را به همراه بیاورد.)
5-امیدواریم از راهنمایی های دوستان متخصص در رشته کوهنوردی استفاده ببریم.
جناب آقای عدنان خوش گفتار
مصیبت درگذشت پدربزرگ گرامیتان را در (روستای جولانده از توابع مریوان ) به شما و خانواده گرامی و بازماندگان تسلیت عرض می نمائیم.
دوستان شما در انجمن هورامان جوان
تضاد برخی اهداف و ارزش ها
گردآوری و تلخیص :ساریه یعقوبی(دانشجوی کارشناسی ارتباطات) - عضو انجمن هورامان جوان
اگر ارزشهایمان را تغییر دهیم سرنوشتمان تغییر می کند. زیرا آنچه هر روز در باره اش فکر می کنیم و مغرمان بر آن متمرکز شده است تغییر می یابد. پس به دنبال آن رفتار و عملکردمان در زندگی دگرگون می شود.همه ما دلایل جدیدی برای زندگی داریم . .....